الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
356
إحياء علوم الدين ( فارسى )
و اما غرض او در گرفتن بايد كه بنگرد كه بدان محتاج هست در چيزى كه از آن چاره نباشد ، يا از آن بىنياز است . [ 268 ] پس اگر بدان محتاج باشد و از شبهت و آفتهايى كه در دهنده ياد كرديم مسلم باشد ، فاضلتر آن بود كه بستاند . پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : ما المعطى من سعة بأعظم اجرا من الآخذ إذا كان محتاجا ، اى ، مزد دهنده از توانگرى بزرگتر از مزد ستاننده نباشد چون محتاج بود . و گفت : من أتاه شيء من هذا المال من غير مسألة و لا استشراف فانّما هو رزق ساقه اللّه إليه ، اى ، هر كه از اين مال چيزى به دو رسد بى خواستن و بى نگريستن سوى آن ، آن روزىاى است كه خداى - عز و جل - سوى او رانده است . و در لفظ آخر : فلا يردّه ، اى ، رد نكند آن را . و يكى از علما گفت : هر كه را بدهند و او نستاند ، بخواهد و به دو ندهند . و سرىّ سقطى به احمد حنبل چيزى رسانيدى و او ان را باز دادى ، پس سرّى گفت : اى احمد ، از آفت رد بترس ، چه آن بتر از آفت استدن است . پس احمد او را گفت : اين سخن بر من بازگوى . و چون أعادت كرد ، گفت : رد نكردم بر تو مگر براى آن كه قوت يك ماهه داشتم ، پس آن را براى من نزديك خود نگاه دار و پس از يك ماه به من ده . و بعضى علما گفتند : در رد كردن با حاجت بترسيم از عقوبت آن كه به طمع مبتلا شويم يا در شبهت افتيم يا غير آن . و اما چون زيادت از حاجت به دو رسد ، از دو حال خالى نباشد : يا به نفس خود مشغول بود ، يا در كارهاى درويشان و نفقة كردن بر ايشان تكفل كرده بود بر آن چه در طبع او رفق و سخا باشد . اگر به نفس خود مشغول باشد ، گرفتن و نگاه داشتن وجه ندارد اگر طالب راه آخرت است ، چه آن محض متابعت هوى باشد . و هر كار كه براى خداى نيست از راه شيطان است يا داعى است بدان . و هر كه گرد مرغزار نگاه داشته بگردد ، زود باشد كه در آن افتد . پس او را دو مقام باشد . يكى آن كه در آشكار بستاند و در نهان باز دهد يا تفرقه كند . و اين مقام صدّيقان است ، و بر نفس گران است ، طاقت آن ندارد مگر كسى كه نفس او با رياضت آرام گرفته باشد . و دوم آن كه بگذارد و نستاند تا صاحب آن به كسى دهد كه از او محتاجتر باشد ، و يا بستاند و به محتاجتر از خود بدهد ، و اين هر دو را آشكارا كند يا هر دو را در نهان دارد . و در « كتاب اسرار زكات » ياد كردهايم كه فاضلتر اظهار استدن آن است يا اخفاى آن ، با جملهاى از احكام درويشى « 50 » پس بايد كه از آن جا طلبيده شود . و احمد بن حنبل عطاى سرىّ سقطى بدان نستد كه از آن بى نياز بود ، چه قوت يك ماه داشت ، و نفس خود را ثواب نديد كه به استدن و دادن به غيرى مشغول شود ، چه در آن آفتها و خطرهاست . و پرهيزكار از مواضع آفتها ترسان باشد ، چه از مكر
--> ( 50 ) جملهاى ، مقدارى - ربع عبادات ، ص 483 .